السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

119

تفسير الميزان ( فارسي )

تصرف كند ، امواجى كه در اختيار اراده و شعورى است و يا اراده و شعورى با آنها است ، و بوسيله اين تسلط بر امواج حركات و تحريكات و تصرفاتى عجيب در ماده نموده ، از طريق قبض و بسط و امثال آن ، ماده را بهر شكلى كه ميخواهد در مىآورد . و اين فرضيه در صورتى كه تمام باشد ، و هيچ اشكالى اساسش را سست نكند سر از يك فرضيه جديدى در مىآورد كه تمامى حوادث متفرقه را تعليل مىكند ، و همه را مربوط بيك علت طبيعى ميسازد ، نظير فرضيه اى كه در قديم حوادث و يا بعضى از آنها را توجيه مىكرد ، و آن فرضيه حركت و قوه بود . اين بود سخنان دانشمندان عصر در باره معجزه و خوارق عادات ، و تا اندازه اى حق با ايشان است ، چون معقول نيست معلولى طبيعى علت طبيعى نداشته باشد ، و در عين حال رابطه طبيعى محفوظ باشد ، و بعبارت ساده تر منظور از علت طبيعى اين است كه چند موجود طبيعى ( چون آب و آفتاب و هوا و خاك ) با شرائط و روابطى خاص جمع شوند ، و در اثر اجتماع آنها موجودى ديگر فرضا گياه پيدا شود ، كه وجودش بعد از وجود آنها ، و مربوط بانها است ، به طورى كه اگر آن اجتماع و نظام سابق به هم بخورد ، اين موجود بعدى وجود پيدا نمىكند . پس فرضا اگر از طريق معجزه درخت خشكى سبز و بارور شد ، با اينكه موجودى است طبيعى ، بايد علتى طبيعى نيز داشته باشد ، حال چه ما آن علت را بشناسيم ، و چه نشناسيم ، چه مانند علماى نامبرده آن علت را عبارت از امواج نامرئى الكتريسته مغناطيسى بدانيم ، و چه در باره اش سكوت كنيم . قرآن كريم هم نام آن علت را نبرده ، و نفرموده آن يگانه امر طبيعى كه تمامى حوادث را چه عاديش و چه آنها كه براى بشر خارق العاده است ، تعليل مىكند چيست ؟ و چه نام دارد ؟ و كيفيت تاثيرش چگونه است ؟ . و اين سكوت قرآن از تعيين آن علت ، بدان جهت است كه از غرض عمومى آن خارج بوده ، زيرا قرآن براى هدايت عموم بشر نازل شده ، نه تنها براى دانشمندان و كسانى كه فرضا الكتريسته شناسند ، چيزى كه هست قرآن كريم اين مقدار را بيان كرده : كه براى هر حادث مادى سببى مادى است ، كه باذن خدا آن حادث را پديد مىآورد ، و بعبارتى ديگر ، براى هر حادثى مادى كه در هستيش مستند بخداست ، ( و همه موجودات مستند به او است ) يك مجراى مادى و راهى طبيعى است ، كه خداى تعالى فيض خود را از آن مجرى بان موجود افاضه مىكند . از آن جمله ميفرمايد : ( وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ، وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه ، إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه قَدْ جَعَلَ اللَّه لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ، كسى كه از خدا بترسد ، خدا